هرانكس عاشق است ازجون نترسد
عاشق از كنده و زندون نترسد
دل عاشق بود گرگ گرسنه
كه گرگ ازهي هي چوپان نترسد
بابا طاهر
عشق چيست؟
عشق را از عشقه گرفته اند و ان گياهي است
كه در باغ پديد ايد در بن درخت اول بيخ در
زمين سخت كند پس سر برارد و خود را در
درخت مي پيچد و همچنان مي رود تا جمله
درخت را فرا گيرد و چنانش در شكنجه كند
كه نم در درخت نماند و هر غذا كه به واسطه
اب وهوا به درخت مي رسد به تاراج مي برد
تا انگاه درخت خشك شود.
چون اين شجره طيبه باليدن اغاز كند و نزديك
كمال رسد عشق از گوشه اي سر برارد و خود
را درو پيچد تا به جايي رسد كه هيچ نم بشريت
درو نگذارد.و چندان كه پيچ عشق بر تن شجره
زيادت مي شود به يكبارگي علاقه منقطع گردد .
پس ان شجره روان مطلق گردد و شايسته ان
شود كه در باغ الهي جاي گيرد.
برگرفته از: سلوك
نوشته:محمود دولت ابادي