+
نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 1:7  توسط اورامان
|
آذر/1384/اصفهان/زیر پل خواجو قمار را باختم.برنده از من سیب سرخ طلب کردو من سیب سرخی را که در سینه داشتم به او دادم.جای خالیش را هر غروب در سینه ام حس میکنم . پس از آن هیچ وقت نتوانستم با دیگری قمار کنم چون دیگر سیبی در سینه نداشتم تا ببازم ..... :::: اورامان ::::